تبليغاتX
عشق
بوي عشق

 

                  دوستت دارم به خدا             

 

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم دی 1385ساعت 16:13 توسط حسين |
 

دیگه طاقتی ندارم/که تو انتظار بمونم 

واسه بی وفایی چون تو /واسه چی غزل بخونم 

چند تا شب باید سحر شه /به خیال با تو بودن 

اگه تو بر نمی گردی /بگو تو که من بدونم 

واسه چی به پات بشینم /وقتی معرفت نداری 

وقتی می دونم که آخر /دلمو تنها می زاری 

وقتی می دونم که قلبت /مثل رنگ شب سیاهه 

وقتی بارون اشکو /روی گونه هام میزاری 

تو بدون که قلب خستم /همه نقشه هاتو خونده 

رنگ نیرنگ و سیاهی/روی چشماتو پوشونده 

عاشقی واست غریبه/قلبت از آهن و سنگه 

سرنوشت دل شکستن/سوختن و سکوت و مرگه 

 

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم دی 1385ساعت 16:0 توسط حسين |